تهران / روز سی ام خرداد / 3 بعد از ظهر / خیابان آزادی به سمت میدان آزادی :
هنوز شلوغی خاصی نبود ولی مردم ، مشکی پوش ،دسته دسته در حال حرکت بودند . از سمت میدان انقلاب به سمت آزادی ، در تمام کوچه ها نیروهای ضد شورش ایستاده بودند . بیشتر در کوچه ها و دور از دید . تعداد بسیار زیادی هم دور میان آزادی ایستاده بودند.
به سمت میدان انقلاب / 3:30 بعد از ظهر
خیابان بسیار شلوغ بود و حرکت ماشین ها کند . پلیس مردم رو مجبور به حرکت می کرد . همه بوق می زدند و شهر التهابش شدت می گرفت .
خیابان بهبودی / تقاطع آزادی
خیابان به سمت آزادی بسیار شلوغ بود و همه به سمت بالا می آمدند . رفتن به سمت خیابان آزادی تقریباً غیر ممکن بود چون سر خیابان را بسته بودن . از آنجا هم میشد حرکت جمعیت در خیابان آزادی را دید . هر چند دقیقه یک بار حمله ای میشد و مردم به سمت کوچه ها پناه می بردند . مردم سر خیابان ها را می بستند تا از آمدن نیروها جلوگیری بشه ولی چماق و اسلحه زورش بیشتر بود .
شعار ، فریاد ، زن ، مرد ، پیر ، جوان ، سنگ ، چماق، تسمه ، کتک ، جیغ ، خون ، زخمی ، خبر مرگ مردم که از خیابان های اطراف به گوش می رسید ، خبرحمله شدید به مردم درخیابان آزادی و ایستگاه های مترو ، کشته شدن حداقل چهار نفر که همانجا شنیدیم تیراندازی، اسلحه ، مادر های نگران به دنبال بچه هاشون ، دود، آتش ، گازاشک آور ، حمله به مردم ، شکستن شیشه خونه ها ، بالا رفتن از دیوار برای دستگیری مردم پناه برده به خونه ها ، دست گیری یک دختر جوان ، هلیکوپتر ،
یک پسر گلوله خورده ، فرار کردن ، شب فریاد الله اکبر که از دیشب هم قویتر بود ، همه و همه یک هزارم از اتفاق های امروز تهران بود که در دومین روز اقامتم در این شهر به چشم دیدم .
باید به چشم دید تا فاجعه را باور کرد .
همه چیز باور نکردنیست . به خواب می ماند و به یک کابوس تمام نشدنی .