دو هفته شده که برگشتم خونه ام . دو روزه که کلاس هامون شروع شدن . همه چیز خوب و رو به راهه .
آرامشی که موقع رسیدن داشتم ، یکی از تجربیات خوب زندگیم بود . خونه مرتب بود و همه چیز سر جاش . حتی دوستم گلدونی روکه بهش داده بودم تا تو این مدت بهش آب بده ، آورده بود روی میزم گذاشته بود با یک کارت خوش آمد گویی . کلید بهش داده بودم تا تو این مدت یه سری به خونه بزنه . خلاصه که همه چیز رو به راه بود . وفتی پارسال یادم می یاد که با چمدونم اومدم اینجا و هیچ کسی رو نمی شناختم و جایی رو هم نداشتم ، احساس خوبی پیدا می کنم و خوشحالم از الآنم .
..................................................
فردا میرم سوئد . نیکی هم می یاد . این اولین سفر کاری من خارج از ایرانه . قبلاً هم با نیکی تو یک گروه بودیم ولی سفر کاری نداشتیم . من به خاطر کارهایی که اینجا داشتم باید دو هفته زودتر می اومدم. فردا همه با هم می رسیم سوئد . من از فرانسه میرم و بقیه از تهران می یان .
سوئد رو تا حالا ندیدم و هیجان دیدن جای جدید رو هم دارم به اضافه تجربیات زیادی که پیدا خواهم کرد . هوا شناسی رو هم نگاه کردم او اختلاف زیادی بین هوای سوئد و اینجا ندیدم ، اینجا هم که هوا خوبه . ولی آدم تصورش از سرزمین های شمالی ( به قول نیکی )اینه که حتماً خیلی سرده . بهرحال باید برم چمدونم رو ببندم که فردا ساعت شش و نیم صبح با قطار باید برم پاریس و از اونجا
برم .
..........................
خیلی وقته از فضای ویلاگ دور شدم . دلم می خواد دوباره بنویسم .