روزگاریست که دوستش دارم .
روزگاریست که روزهایم با او یکی شده است .
روزگاریست که برای روزگار شدنش به روزشماری نشسته ام .
روزگاریست که با من حرف می زند ، که با او حرف می زنم .
روزگاریست که روزهای آفتابی قشنگش را با من قسمت می کند .
روزگاریست که وقتی می بارد ، دلم برای دلش می گیرد .
روزگاریست که با من سرسازگاری گذاشته است .
روزگاریست که با من زندگی می کند .
روزگاریست که بوی بهار می دهد .
روزگاریست که مسافر دارد .
روزگاریست ...
اما روزگار غریبیست !
روزگاری که روزگار نمی شود .