بامبوبلاگ
Thursday, March 20, 2008
نوروز
کمتر از نیم ساعته که سال نو شده .
فکر و دلم پیش همه اوناییه که دوست داشتم باشن و نیستن .
اینجا صبح زوده و مردم هنوز روز نو رو شروع نکرده اند .
مثل روزهای دیگه آماده می شم و میرم دانشگاه . ظاهرم مثل قبل ، اما درونم غوغاییست .
امروز ، روز نو برای من نوروز است و متفاوت از روز نو بقیه .
پراز احساسم . دوست داشتن ، دلتنگی ، اشتیاق ، نو شدن .
عیدتون باز هم مبارک .
سال نو مبارک
پر از احساس خوبم .

پر از دلتنگی و شوق دیدن .

دیگه واقعاً برای اولین بار ، تنهایی لحظه نو شدن سال رو می گذرونم .

به زودی عزیزانم رو می بینم و خیلی خوشحالم و بی صبرانه منتظر لحظه رفتن ، رسیدن ، دیدن ، بوییدن و در آغوش گرفتنشون هستم . مامان و بابام در راهن و من هم چند ساعت دیگه راه می افتم تا در آلمان هم رو ببینیم .

.............

سال نو مبارک .
امیدوارم عید به همه خوش بگذره و امسال سال خوبی براتون باشه .
و هفت سین امسال من .


Thursday, March 13, 2008
یک دفعه دلم ریخت .
شب هم تموم شد .
امروز خیلی تنها بودم .
خیلی .