بامبوبلاگ
Saturday, November 29, 2008
حوصله ندارم .
کامپیوترم در بدترین زمان ممکن مشکل پیدا کرده و بدترش اینه که من هیچی از تکنولوژی و کامپیوتر ، نمی دونم !!!!!
شدیداً بهش احتیاج دارم !!!!!!!!!!!!!!!
جایی برای تعمیر پیدا نکردم !
اه اه اه
Thursday, November 27, 2008
امیدوارم امروز هم به خیر بگذره !
Monday, November 24, 2008
برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام

Saturday, November 22, 2008
بفرمائید چای و پولکی !


Friday, November 21, 2008
همیشه اونطوری که دوست داریم ، نمیشه !
هیچ وقت اونطوری که دوست داشتیم ، نشد !
فکر نمی کنم دیگه هم بشه !
Thursday, November 20, 2008

بیست و پنج سالگی !
Sunday, November 16, 2008
پیش لرزه هایش را احساس می کنم .
نخواستم . نه خودش را ! نه قبل و بعدش را !
نمی خوام !!!
Saturday, November 15, 2008
از آمدن حرفی نزدی ،
همیشه رفتی و از رفتن گفتی ،
و من ماندم ،
ماندم که شاید روزی یکی ازاین رفتن ها ، آمدن باشد .
Thursday, November 13, 2008
سرم رو که از پنجره کردم بیرون ، همه جا تاریک بود . خلوت و سوت و کور . اگه نور ماه و چند تا چراغ تزئین شده توی کوچه نبود ، حتماً خیلی ترسناک میشد . آسمون هم خیلی صافه امشب .
تنها چراغ روشن این کوچه مال اتاق من بود . برای چند لحظه ، سرمای بیرون رو به گرمای اتاق ترجیح دادم و بخار نفسم رو به شکل های مختلف دادم بیرون .
صدای استارت یک موتور ، که روشن هم نمیشد ، سکوت و آرامش کوچه رو بهم ریخته بود و بعد از رفتنش ، همه چیز به حالت عادی برگشت .
خوابم می یاد . خیلی خوابم می یاد .
Sunday, November 09, 2008
باز هم اشتباه کردم .
قبول .